What's up, everything is going sound here and ofcourse every one
is sharing information, that's in fact excellent, keep up writing.
Wow! This blog looks exactly like my old one! It's on a entirely different subject but it has pretty much the
same layout and design. Outstanding choice of colors!
What's Going down i am new to this, I stumbled upon this I've found It positively useful and it has helped me out loads.
I am hoping to give a contribution & aid different users like its
helped me. Good job.
Wow, this article is fastidious, my younger sister
is analyzing such things, therefore I am going to inform her.
Hey I know this is off topic but I was wondering if you
knew of any widgets I could add to my blog that automatically tweet my newest twitter updates.
I've been looking for a plug-in like this for quite some time and was hoping maybe you would have some experience with
something like this. Please let me know if you run into anything.
I truly enjoy reading your blog and I look forward to your new updates.
Post writing is also a fun, if you be familiar with afterward you can write
if not it is complicated to write.
What's up colleagues, how is everything, and what you desire to say concerning this post, in my view its in fact awesome
designed for me.
It is the best time to make some plans for the long run and it is time to be happy.
I've read this publish and if I may I wish to suggest
you few fascinating things or advice. Maybe you can write next articles regarding this article.
I wish to read even more issues about it!
Yesterdаy, whіⅼe I ԝas at woгk, my cousin stole my
apple ipad ɑnd tested to see if it cаn survive a 40 foot drop,
just so she сɑn bе a youtube sensation. Μy apple ipad іs
now broken and she has 83 views. І ҝnoᴡ this is
totally ᧐ff topic bᥙt I hɑⅾ to share it with someone!
نقد فیلم «برادران لیلا» ساخته سعید روستایی
این اثر صحنههایی را به شکل مستندی پرجنبوجوش میسازد، و با دقت
از ترانههای ملودرامیک اجتناب میکند.
به لطف تسلط کارگردان بر مطالب
خود، درهم تنیدگی هایی که شاهد آن هستیم طرز باورنکردنی چالش برانگیز و در عین حال باورپذیر است.
این اثر عاطفی ظریف و متقاعد کننده به اندازه زمان اجرای طولانی خود،
حوصله سربر نیست. فراستی اتفاقا شاید گاهی تند باشه اما آدم بی سوادی ابدا نیست منم
با شما موافقم .
تبدیل میشود به مصلح اجتماعی به شبه جامعهشناس، شبهفیلسوف،
شبه انسانشناس … همین نگاه او را بیشتر از اینکه هنرمند باشد او
را سخنگو میکند. صدای کارگردان در ارائه مانیفست فیلمهایش از خود داستان فیلم بلندتر است… مگر در سینما کم
فیلسوف واقعی و نه تازه شبهفیلسوف داشتهایم و داریم؟
میشائیل هانکه، ترنس مالیک و… این سینماگران در دانشگاه استاد فلسفه
هستند. اما در هیچکدام از فیلمهایشان فلسفه
سرایی نمیکنند، داستانشان
را تعریف میکنند. وقتی صدای فیلمساز در فیلم از
شخصیتهایش بلندتر میشود گفتمان ایدئولوژیک خودش را نشان میدهد.
اینجاست که ژورنالیسم هم در بوق مضمونگرایی میدمد
و فیلمساز را سیاستمدار میکند تا درباره هر چیزی نظر بدهد فیلم «برادران لیلا» هم یک اثر
ایدئولوگ است که خیلی زود هم مچ خود را باز
میکند این نگاه در شکل کلان خود حاصل دو شکل
بیماری اندیشه در ایران است.
شخصیت علیرضا هم نماد یک شخص رذل و عافیت طلبه که فقط میخواد کلاه خودشو بچسبه که
باد نبره (اشاره به تعداد کثیری از ملت شریف ایران!) مغز زرد و زنگزدهی تورو چه به
نقد از چنین فیلمی؟ برو پِی کارت.
یعنی از نظر شما منفعت پدر توی
این بود که به بهای بزرگ خاندان شدن، سرمایه ای رو که
میتونست به وسیله بچه هاش چندبرابر کنه رو بده به عنوان کادوی عروسی؟ … بعد میگن این فیلمها سیاه نماییه.
خوبه که این کامنتها هست، میشه دید که واقعا طرز فکر یک عده همینی هست که توی فیلمها
نشون میدن، و سیاه نمایی در کار نیست.
در حالی که آنها به شدت به حمایت مالی
نیاز دارند، لیلا متوجه می شود که پدرشان اسماعیل، مخفیانه یک میراث خانوادگی را پنهان کرده است.
در پایان این بخش باید بگویم نکته کلیدی بر این واقعیت استوار است که
فیلم هویت خود را مدیون مشکلات اجتماعی-فرهنگی است چه در جنبه کلی که شخصیتها
طعمه شیوه تغییر ناپذیر زندگی میشوند و
هم انگیزهها و خواستههای فردی
که به آن میپردازند.
بهترین سکانس فیلم، حضور شخصیت پدر (با بازی
پورصمیمی) در مراسم عروسی است.
جایی که دوربین از نمای پشت، پدر که در
اوج قدرت قرار گرفته را به تصویر میکشد که در ادامه او بر روی صندلی نشسته و سیگاری دود میکند.
شاید بتوان گفت بازی در این فیلم یکی از بهترین بازیهای پورصمیمی
در دوران بازیگریاش به شمار میرود که
به لطف هوشمندی روستایی به بهترین شکل
ممکن بهنمایشدرآمده است.
سعید روستایی بار دیگر برای فیلمبرداری فیلم خود با هومن بهمنش همکاری کرده است.
این کارگردان از نوعی زوم آرام
استفاده میکند که روشی رایج در دهه هفتاد میلادی بود و بدین ترتیب در یک
شات، ما را از مصیبهای جامعه ایرانی به درد و رنجهای یک خانواده میبرد.
فیلم برادران لیلا رایگان با حضور بازیگران برجسته نوید محمدزاده، پیمان معادی، ترانه علیدوستی، فرهاد اصلانی و سعید پورصمیمی که موضوع آن نقدی بر آسیب های اقتصادی ناشی از التهابات
بازار طلا است. فیلم «برادران لیلا» سومین فیلم بلند سعید
روستایی کارگردان و فیلمنامه نویس ایرانی، در بخش رقابت
اصلی جشنوارۀ کن ٢٠٢٢ به نمایش درآمد.
در این فیلم که از مدعیان جدی دریافت نخل طلای هفتاد و پنجمین دورۀ جشنوارۀ کن به شمار می رود،
بازیگرانی چون ترانه علیدوستی، پیمان معادی، نوید محمدزاده و
سعید پورصمیمی، نقشآفرینی کرده اند.
فیلمساز مستعد سینمای ایران حالا
بیش از گذشته به دنبال ساختن چنین سکانسهایی بود و همانطور که میشد حدس زد
برخی از آنها ساز جداگانهی خود را
کوک کردند و آوازی دیگر سر دادند که اصلا با جهان
حاکم بر داستان همخوانی نداشت.
فیلم برادران لیلا یکی از جدیدترین آثار سعید روستایی است که داستان جذابی را به تصویر میکشد.
این فیلم آسیبهای اقتصادی ناشی از التهاب بازار طلا
را نقد میکند و درباره پدری است که مقداری سکه برای
روز مبادا پنهان میکند و تنها لیلا، دختر پیرمرد، از مخفیگاه آنها
با خبر است. اختلاف بین مردم در جامعه در
همین کامنت ها هم به وضوح دیده می شود.
در رابطه با فیلم، میشه نتیجه گرفت که فیلمی نمادین از واقعیت های الان جامعه و
حتی در سکانسی راهکار نهایی غلبه
نیز نمایش داده شده است، پس این یک نکته مثبت و شجاعانه است.
شکافی عمیق در معیشت و اقتصاد کشوری دچار بحران و تورم که عده ای را آن بالاها هر روز مرفه تر و عده ای دیگر را
این پایین هر روز و هر لحظه به زیرتر می کشد .
داستان کمی درهموبرهم است، گویی
دوربین نتوانسته همه چیز را
ضبط کند. اما از لحاظ محتوا و هدف داستان که نشان دادن سختیهای بیشمار یک خانواده ایرانی است، فوق العاده است.
ستاره ایرانی، ترانه علیدوستی حماسه
این خانواده پرتوقع و پرجمعیت را به تنهایی هدایت میکند.
سه برادر دیگر لیلا نیز شامل منوچهر با بازی پیمان معادی، فرهاد با بازی محمد علیمحمدی و پرویز با بازی فرهاد اصلانی است.
منوچهر فردی آسیبپذیر است؛ فرهاد به شغل راننده تاکسی مشغول است که بدنسازی نیز انجام میدهد و پرویز نیز سرایداری چاق و اهل خانواده است.
از همین رو، متأسفانه علیرغم پتانسیل بالایی که «برادران لیلا» داشته،
نتوانسته به چیزی بیش از چند اشاره سیاسی و اجتماعی دست
پیدا کند. پرداخت به موضوع دلار یا آن سکانس عجیبوغریب تماشای دخترانی که از
ماشین پیاده میشوند، باعث شده فیلم از نیمه به بعد تمرکز خود را از دست دهد و نتواند راه به جایی
ببرد. فیلم تازه سعید روستایی هم به شکل آشکاری از دل همین جریان
سربرآورده است.
در بخشی از فیلم به نظر میرسد که فیلمساز به حال و هوای اثر اولش بازگشته و قصد دارد که
که در چارچوب یک اثر رئالیستی، قصهای در
باب یک خانوادهی مشکلدار و مشکلزا تعریف کند.
جاهایی به نظر میرسد که روایت
عینی جای خود را به روایتی ذهنی میدهد و به طور مشخص در سکانس بالا رفتن
پدر از پلهها در مراسم عروسی و
جلوس بر صندلی «بزرگی فامیل»، دوربین حالتی سوبژکتیو پیدا میکند که رفتاری متفاوت با دیگر بخشهای فیلم
دارد. زمانهایی هم هستد که
انگار همه چیز کش میآید و دوست ندارد که تمام شود.
وجود چند لحن و چند حال و هوای متفاوت
اصلا چیز بدی برای هیچ فیلمی نیست، البته به شرط اینکه این لحنهای مختلف بتوانند به درستی
در کنار هم قرار گیرند و هر کدام ساز جداگانهی خود را نزنند.
در میان خشمها و اتهامات موجود در داستان «برادران لیلا» کمی هم شباهتهایی به
نمایشنامههای آرتور میلر را شاهد هستیم.
داستان دختری که نماد حق و عقلانیت است
و تنها اوست که در مقابل پدر میایستد و قداست
و توهم او را به چالش میکشد و پسرانی که با
آنکه میدانند پدر چه بر سر آنها آورده
اما باز هم از روی ترس و حماقت با او همدلی میکنند.
داستان دیگرانی که از توهم جنون آمیز
پدر و رویای عزت و افتخار پوشالی او
نهایت سو استفاده را میکنند و منافع خود را بر توهم و رویای او سوار میکنند.
داستان اقتصادی که با دور تند و جنون آمیزش، اجازه اشتباه کردن نمیدهد
و آدمها را به بیرون از
زندگی پرتاب می کند و همه را به جای
ارزش مستمر به سمت سودای یک شبه به بالا پرتاب شدن میبرد.